تفاوت میان رابط کاربری (UI) با تجربه کاربری (UX)

16

رابط کاربری (UI) اصولاً دنباله‌ای است از صفحات و عناصر بصری، مانند دکمه‌ها و آیکون‌ها، که فردی را قادر می‌سازد با یک محصول، یا یک سرویس در تعامل باشد.
از طرف دیگر، تجربه کاربری (UX) همان تجربه و حس درونی است که فردی درتعامل با تمام جنبه‌های یک محصول، یا سرویس یک شرکت به دست می‌آورد.
معمولاً مردم این دو اصطلاح را به جای هم، و یا بعضاً اشتباه به کار می‌برند. اگر تا به حال در این موضوع کنجکاو شده‌اید که «UX و UI چه بوده و تفاوت میان آن‌ها چیست؟» در پست امروز برای درک تفاوت‌های این دو مفهوم، آن‌ها را اندکی عمیق‌تر کاوش می‌کنیم.


UI چیست؟

به بیانی ساده، هر چیزی که کاربر در استفاده از یک محصول یا سرویس دیجیتال ممکن است با آن تعامل داشته باشد، رابط کاربری (UI) است؛ این شامل هر چیزی از صفحات لمسی یا غیرلمسی گرفته تا صفحه‌کلیدها و اصوات، و حتی تابش نور نیز می‌شود. برای دریافتن سیر تحولاتUI ، بهتر است اندکی بیشتر به تاریخ آن پرداخته و ببینیم که چگونه به بهترین‌ نمونه‌های امروزی تکامل پیدا کرده، و به یک حرفه تبدیل شده است.
خلاصه‌ای از تاریخ رابط‌ کاربری
اگر به دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی برگردیم، برای استفاده از یک کامپیوتر باید رابط خط‌ فرمان را به کار می‌بردیم، و رابط‌ های گرافیکی که امروزه مورد استفاده است هنوز به صورت تجاری موجود نبود؛ برای به انجام رساندن یک کار ساده، کاربران باید از طریق زبان‌های برنامه‌نویسی با کامپیوتر ارتباط برقرار می‌کردند و به خطوط بسیاری از کد نیاز بود.
در سال ۱۹۸۰ میلادی اولین رابط‌ کاربری گرافیکی (GUI) توسط متخصصان کامپیوتر در زیراکس پارک توسعه یافت. به کمک این ابداع نوین، اکنون کاربران می‌توانستند با ارسال بصری دستورات خود از طریق آیکون‌ها، دکمه‌ها، منوها، و چک‌باکس‌ها با کامپیوتر شخصی خود در تعامل باشند.

این جهش در تکنولوژی به این معنا بود که همه می‌توانستند از کامپیوتر استفاده کنند و برای آن دیگر نیازی به کدنویسی نبود؛ به همین ترتیب انقلاب کامپیوترهای شخصی شکل گرفت.
در سال ۱۹۸۴ میلادی شرکت اپل کامپیوترهای شخصی مکینتاش را عرضه کرد، که دارای موشواره‌ی اشاره و کلیک بودند. مکینتاش، اولین کامپیوتر خانگی موفق در بازار بود که از این نوع رابط بهره‌مند شد.
برای این که کامپیوترهای شخصی (و اداری) قابل‌فهم و مؤثر باشند، باید رابط‌ ها با درنظر گرفتن کاربران و مطابق با آن‌ها طراحی می‌شدند؛ اگر کاربران نتوانند با کامپیوترهای خود تعامل داشته باشند، طبیعتاً آن را خریداری نمی‌کنند. در نتیجه طراحی رابط کاربری متولد شد.
هم‌گام با رشد تکنولوژی و افزایش توقعات از دستگاه‌ها، و نیاز روزافزون به مورد پسند بودن و دسترس‌پذیری آن‌ها، نقش طراحان رابط‌ کاربری تحول یافته است؛ امروزه حوضه‌ی کار آن‌ها تنها به طراحی رابط‌ کاربری برای کامپیوترها محدود نبوده و به طراحی برای تلفن‌های همراه، واقعیت افزوده، واقعیت مجازی، و حتی طراحی رابط‌ های نامرئی یا بدون صفحه مانند صوت، تابش نور و حرکت گسترش یافته است – به این دسته از رابط‌ ها Zero UI نیز گفته می‌شود.
اکنون طراحان رابط‌ کاربری دارای فرصت‌های تقریباً نامحدودی هستند که به عنوان چند مثال می‌توان به وب‌سایت‌ها، برنامه‌های موبایل، تکنولوژی‌های پوشیدنی، و دستگاه‌های خانه‌های هوشمند اشاره کرد. تا زمانی که کامپیوترها بخشی از زندگی روزمره هستند، برای استفاده‌ی مؤثر کاربران در هر رده‌ی سنی، با هر مهارت فنی و پیش‌زمینه‌ای، نیاز به ایجاد رابط‌ ها وجود دارد.


UX چیست؟

تجربه کاربری یا UX ، در نتیجه‌ی پیشرفت‌های حاصل در UI تکامل یافت. مثبت، منفی و یا معمولی بودن تجربه‌ی کاربران از این تعاملات، می‌توانست حس کلی آن‌ها را درباره‌ی محصول تغییر دهد.

دانشمند علوم شناختی، دان نورمن ، در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی زمانی که در شرکت اپل مشغول به کار بود، با وضع اصطلاح «تجربه کاربری» مشهور شد، و آن را به صورت زیر تعریف کرد:

«تجربه کاربری، تمام تعاملات کاربر نهایی را از هر منظری با شرکت، محصولات و سرویس‌های آن دربرمی‌گیرد»

این تعریف گسترده‌ای است که می‌تواند تمام تعاملات ممکن را که یک فرد می‌تواند با یک محصول یا سرویس داشته باشد، شامل شود – تنها شامل تجربه‌های دیجیتال نیست. برخی از افراد حرفه‌ای در زمینه‌ی UX ترجیح می‌دهند آن را «تجربه‌ی مشتری» نام‌گذاری کنند، و افراد دیگری حتی یک قدم بیشتر برداشته و به عنوان «طراحی تجربه» به این زمینه اشاره می‌کنند.
گذشته از این‌ که چگونه این زمینه نام‌گذاری می‌شود، تعریف اولیه نورمن از UX در مرکز تمام طراحی‌های تجربه‌ قرار دارد – این امر بسیار همه‌جانبه بوده و همواره حول افرادی که با آن در تعامل هستند قرار دارد.
برای نشان دادن عوامل دخیل در یک طراحی UX مؤثر، و درک این که چگونه یک تجربه‌ی خوب ایجاد می‌شود، پیتر مورویل تصویر بسیار مفیدی را تهیه کرده که در شکل زیر می‌بینیم:

این «مرکب شش‌وجهی کارایی » به پایه و اساسی برای افراد حرفه‌ای در زمینه UX تبدیل شده، که به کمک آن کارهای خود را به سمت نقاط تعامل با کاربران به شرح زیر، هدایت می‌کنند:

• نظر کاربران در اولین برخورد با محصول شرکت
• دنباله کارهایی که کاربران در تعامل با رابط‌ کاربری انجام می‌دهند
• احساس و افکاری که حین انجام یک کار برای کاربران ایجاد می‌شود
• برداشت کلی که کاربران از این تعاملات دارند

طراحان تجربه کاربری موظف هستند که از ارائه‌ی محصول یا سرویس منطبق با نیازهای مشتری اطمینان حاصل کنند، و به آنان اجازه دهند که به صورت یکپارچه و پیوسته به نتیجه‌ی دل‌خواه خود دست پیدا کنند.
طراحان تجربه کاربری برای درک درست کاربران از طریق تحقیقات و آزمایشات، به صورت تنگاتنگی با طراحان رابط‌ کاربری، محققان تجربه کاربری، بازاریاب‌ها و تیم‌ محصول کار می‌کنند. آن‌ها این بینش به دست آمده را برای پیشرفت و ارتقای مکرر و پیوسته‌ی تجربیات، بر اساس تحقیقات کمی و کیفی انجام شده روی کاربران، مورد استفاده قرار می‌دهند.


تفاوت میان UI و UX در چیست؟

اساساً UI از تمام عناصری تشکیل شده است که فردی را قادر می‌سازند با یک محصول یا سرویس در تعامل باشد. از طرفی UX برداشت حاصل از تجربه‌ی تعامل فردی، با یک محصول یا سرویس است.
دان نورمن و جیکوب نلسن به خوبی این موضوع را به صورت زیر خلاصه کرده‌اند:

«تشخیص تجربه‌ی کلی کاربر از رابط‌ کاربری امر مهمی است؛ با اینکه مشخصاً رابط‌ کاربری نیز بخش بسیار مهمی از طراحی است. به عنوان مثال یک وبسایت نقد فیلم را در نظر بگیرید؛ حتی اگر رابط‌ کاربری برای یافتن یک عنوان فیلم عالی باشد، در صورتی که کاربر به دنبال اطلاعاتی راجع به یک فیلم کوتاه مستقل بوده، و پایگاه داده وبسایت تنها شامل فیلم‌هایی از استودیوهای بزرگ باشد، تجربه کاربری ضعیف است»

به عنوان مثال رابط مشهور و بسیار ساده‌ی گوگل نشان می‌دهد که یک تجربه‌ی بی‌نقص، نیازمند ویژگی‌های تزئینی اضافه نیست. با توجه به نیاز کاربر، گوگل می‌داند که زمان مراجعه به وبسایت، آن‌ها بدون‌ معطلی تنها به دنبال یک چیز هستند: اطلاعات!
اینکه «گوگل» به طور گسترده‌ای یک کلمه‌ی مقبول و شناخته شده می‌باشد، خود نشان‌گر این است که چگونه در رسیدگی به تجربه و انتظارات کاربر موفق عمل کرده است. هر کسی در هر زمانی، خواهان دانستن هر چیزی که باشد گوگل با یک چشم به هم زدن آن را فراهم می‌کند؛ در حالی که موتورهای جستجوی دیگر به سختی در صحنه باقی مانده‌اند.
حال تصور کنید که هر بار موضوعی را در گوگل جستجو می‌کنید، دریافت نتایج ۱۵ ثانیه طول بکشد – در این صورت دیگر قادر نیستید که در لحظه جواب پرسش خود را دریافت کنید؛ در این صورت حتی اگر رابط‌ کاربری گوگل تغییر نکند، اما تجربه‌ی شما به طور چشمگیری متفاوت است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.